در دورهای که خودروهای سطح ابتدایی تقریباً همگی به صورت اتوماتیک عرضه میشوند، قابل درک است که گیربکسهای دستی به تدریج در حال کمرنگ شدن هستند. با این حال، داستان غمانگیزتری در مورد انقراض خودروهای دستی وجود دارد که حتی در دسته گیربکسهای دستی نیز به چشم میخورد، و آن چیزی نیست جز گیربکس دستی 7 سرعته که اولین بار در سال 2012 با پورشه 911 نسل 991 معرفی شد. این خودروساز لوکس و ورزشی آلمانی، با همکاری تامینکننده گیربکس خود ZF، نسخهای از گیربکس دستی خود را ایجاد کرد که بسیاری از قطعات آن با گیربکس دو کلاچه پورشه (PDK) مشترک بود تا به بهبود مصرف سوخت و سادهسازی تولید قطعات و فرآیندهای ساخت کمک کند.
حل مشکلی که (عمدتاً) وجود ندارد
یکی از دلایلی که عدم پذیرش گسترده و موفقیت گیربکس ۷ سرعته تا حدی قابل پیشبینی است، این است که این گیربکس مشکلی را حل میکند که در واقعیت چندان وجود ندارد. دنده هفتم اساساً برای صرفهجویی در سوخت در سرعتهای بزرگراهی و همچنین ایجاد رانندگی نرمتر و آرامتر طراحی شده است، که این موضوع با ارزشهایی که رانندگان گیربکس دستی در تجربه رانندگی خود میخواهند، تفاوت دارد.
اولاً، رانندگان گیربکس دستی پذیرای این واقعیت هستند که مصرف سوختشان در سرعتهای بزرگراهی بیشتر خواهد بود، زیرا میخواهند صدای نرم و آرام موتور را بشنوند و به دلیل داشتن دندههای کمتر نسبت به خودروهای اتوماتیک، این مسئله برای آنها جذابیت بیشتری دارد. این جنبههای تجربه رانندگی با گیربکس دستی نه تنها آنها را دلسرد نمیکند، بلکه آنها را بیشتر به سمت این سبک رانندگی میکشاند.
گیربکسهای دستی ۷ سرعته به ندرت در خودروهای سطح ابتدایی مورد استفاده قرار میگیرند.
یک عامل مشترک در تقریباً هر خودرویی که دارای گیربکس دستی ۷ سرعته بوده، نگرانی دیگری است. علاوه بر موارد ذکر شده، دو نمونه نهایی شامل پاگانی اوتوپیا و پاگانی هوایرا اپیتوم میشود؛ اما تنها یکی از آنها به اندازه کافی نزدیک به یک خودروی سطح ابتدایی است و آن هم فورد برونکو است.
علاوه بر این، همانطور که پیشتر اشاره شد، دنده ۷ در برونکو برای صرفهجویی در سوخت در سرعتهای بالا طراحی نشده است، بلکه به عنوان یک دنده کمسرعت عمل میکند که اجازه میدهد خودرو حتی کندتر از جیپ رانگلر حرکت کند. این موضوع به این معناست که یک گیربکس دستی ۷ سرعته سنتی هرگز در یک خودروی واقعی سطح ابتدایی در بازار انبوه عرضه نشده است. به همین دلیل، این نوع گیربکسها هرگز به طور گستردهای به بازار نفوذ نکردند و حتی فرصت این را پیدا نکردند، به ویژه در دورهای که گیربکس دستی به خودی خود در حال از بین رفتن است.
گیربکسهای دستی ۶ سرعته جایگاه خود را تثبیت کردهاند.
به همین ترتیب، این مسئله با این واقعیت پیچیدهتر میشود که گیربکسهای ۶ سرعته بازار گیربکسهای دستی مدرن را به دلیل تعادل کامل بین بهرهوری سوخت و تجربه رانندگی که رانندگان دستی به دنبال آن هستند، تسخیر کردهاند. این گیربکسها همچنین به عنوان استاندارد صنعتی برای گیربکسهای دستی امروز محسوب میشوند، به این معنی که به طور گسترده در دسترس هستند، تجربه یادگیری یکنواختی را ارائه میدهند و پایهی دانش یکنواختی را فراهم میکنند، صرفنظر از اینکه فرد در طول زندگی خود چه خودروی دستی رانده باشد.
اگرچه ممکن است تفاوتهای جزئی مانند چگونگی وارد شدن به دنده معکوس یا حس حرکت دنده در خودروهای مختلف وجود داشته باشد، بازار گیربکسهای دستی به وضوح با ۶ دنده استاندارد شده است. تغییر این استاندارد و معرفی گیربکسهای ۷ سرعته در شرایطی که مزایا به ارزش آن نمیرسند، خطرات بیشتری نسبت به پاداشهای احتمالی ایجاد میکند، بهویژه با توجه به اینکه چگونه یک گیربکس دستی ۷ سرعته سنتی و مداوم میتواند برای رانندگان با تجربه گیجکننده باشد. برای مثال، این تغییر میتواند منجر به اشتباهات دندهزنی شود که در هنگام اجاره یک خودروی ۶ سرعته یا بازگشت به یک خودروی ۶ سرعته رخ میدهد و در نتیجه، آسیب جدی به خودرو وارد کند، که در بهترین حالت باعث ناراحتی در سفرشان و در بدترین حالت باعث هزینههای چند هزار دلاری برای تعمیرات میشود.
نتیجه نهایی
برای تأکید، باید گفت که گیربکسهای ۷ سرعته ذاتاً بد نیستند. آنها در حین رانندگی در بزرگراهها بهرهوری سوخت بهتری ارائه میدهند، حتی اگر به مقدار ناچیز باشد، و در موارد خاص مانند کوروت C7 و لاینآپ خودروهای هایپرکار پاگانی، آنها به دلایل مختلف گزینهای ترجیحی نسبت به گیربکسهای ۶ سرعته هستند.
با این حال، مسئله با گیربکسهای دستی ۷ سرعته این است که چگونه میتوانند خارج از این موارد خاص مفید باشند تا توجیهی برای رها کردن تعادل و ثباتی که گیربکس دستی ۶ سرعته به آن دست یافته است، ارائه دهند. هم از نظر تجربه رانندگی و هم از نظر این که صنعت خودروسازی به طور همگن آن را به عنوان استاندارد پذیرفته است.
با توجه به عدم توانایی گیربکسهای ۷ سرعته در نفوذ به بازار خودروهای سطح ابتدایی، آنها نتوانستند جایگاهی گسترده پیدا کنند که تولید مداوم آنها را خارج از موارد خاص و گرانقیمت توجیه کند.